آمریکا برای دوران پس از جنگ با تهران چه خوابی دیده است؟

سندی محرمانه روی میز ترامپ قرار گرفته که قرار است سرنوشت نقشه امنیتی خاورمیانه را برای سال‌های پیش رو رقم بزند. اما چرا تحلیل‌گران ارشد پکن معتقدند این طرح جدید بیش از آنکه یک تهدید باشد، نشانه تسلیم واشنگتن در برابر واقعیت ایران است.

به گزارش تحریریه، در تاریخ ۷ سپتامبر ۲۰۲۶، پروفسور لیو ژونگ‌مین(刘中民)، پژوهشگر برجسته و استاد مؤسسه مطالعات خاورمیانه دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای (SISU)، در گفت‌وگو با روزنامه شین‌مین وان‌بائو (新民晚报)، به بررسی طرح واشنگتن پرداخت.

⭕نقشه آمریکا برای مهار ایران پس از جنگ

بر اساس گزارش خبرگزاری شین‌هوا، دولت ایالات متحده در حال تدوین پیش‌نویس راهبردی تحت عنوان «مهار پساجنگ ایران» است. کانون اصلی این طرح، همراه کردن و کشاندن کشورهای خاورمیانه به مدار این پروژه‌ی مهار و هم‌زمان پیشبرد روند عادی‌سازی روابط میان کشورهای منطقه و متحد اصلی واشنگتن، یعنی اسرائیل است.

با این حال، کاخ سفید هیچ تضمین و محاسبه روشنی ندارد که آیا کشورهای خاورمیانه واقعاً حاضر به همکاری در این پروژه خواهند بود یا خیر. کارشناسان بر این باورند که استراتژی مهار پساجنگ ایران از سوی آمریکا، با متغیرهای پرتعداد و بن‌بست‌های واقع‌گرایانه عمیقی روبه‌رو است.

⭕طرحی با دو انگیزه پشت‌پرده

به گفته منابع آگاه، طرح مهار پساجنگ ایران با هدف ریل‌گذاری برای سیاست خاورمیانه‌ای واشنگتن پس از پایان درگیری‌های نظامی با ایران و برای دو سال پایانی دوره ریاست‌جمهوری ترامپ طراحی شده است. این طرح هنوز در مراحل اولیه تدوین قرار دارد و احتمالاً نهایی‌شدن پیش‌نویس آن چند هفته دیگر به طول خواهد انجامید.

پروفسور لیو ژونگ‌مین، تأکید می‌کند که رونمایی واشنگتن از این راهبرد، ناشی از دو انگیزه و محاسبه کلیدی است:

نخست، پاسخ به ضرورت‌های سیاست داخلی آمریکا: ارسال این پیام تبلیغاتی که جنگ ایران رو به پایان است، با هدف مهار و آرام کردن افکار عمومی در داخل و دست‌وپا کردن پایگاه رأی برای انتخابات میان‌دوره‌ای.

دوم، واکنش انفعالی به افزایش خودمختاری راهبردی متحدان منطقه‌ای: واشنگتن تلاش می‌کند از طریق اهرم مهار ایران و احیای مجدد پیمان ابراهیم، صفوف به هم‌ریخته متحدان منطقه‌ای‌اش را بازسازی و یکپارچه کند. این در حالی است که اخیراً امضای معاهده دفاع مشترک مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان بازتاب گسترده‌ای داشته و نشان‌دهنده جهش چشمگیر کشورهای منطقه به سمت استقلال و خودمختاری استراتژیک است.

آمریکا برای دوران پس از جنگ با تهران چه خوابی دیده است؟

⭕دو رویداد سرنوشت‌ساز در مسیر نقشه‌های واشنگتن

منابع آگاه فاش کرده‌اند که طرح مهار پساجنگ ایران احتمالاً بر سه محور اساسی استوار است:

۱. ائتلاف‌سازی منطقه‌ای: گرد هم ‌آوردن متحدان منطقه‌ای واشنگتن برای تشکیل یک جبهه متحد منطقه‌ای جهت مهار ایران، به‌طوری‌که آمریکا نقش ضامن امنیتی را در این سازوکار ایفا کند.

۲. مدیریت بحران‌های موازی: پیشبرد مرحله دوم از به‌اصطلاح طرح صلح غزه‌ی آمریکا، با هدف میانجی‌گری برای توافق امنیتی میان اسرائیل و سوریه و همچنین اجرایی‌کردن چارچوب توافق آتش‌بس میان اسرائیل و لبنان جهت مهار آشفتگی‌های منطقه‌ای.

۳. توسعه پیمان ابراهیم: گسترش دامنه این پیمان از طریق تسریع روند عادی‌سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی بیشتر، به‌ویژه عربستان سعودی.

با این همه، در حال حاضر دو رویداد کلیدی وجود دارد که کل محاسبات آمریکا را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد: انتخابات سراسری اسرائیل در ماه اکتبر و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ماه نوامبر.

هنوز کاملاً مبهم و نامشخص است که آیا کابینه برآمده از انتخابات اکتبر در اسرائیل، با این طرح واشنگتن همراهی خواهد کرد یا خیر. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، پیش‌تر آشکارا طرح صلح غزه را رد کرده بود؛ افزون بر این، ارتش اسرائیل همچنان به حملات خود علیه لبنان و سوریه ادامه می‌دهد و از خروج کامل نیروهایش از خاک این دو کشور سر باز می‌زند. با این وجود، برخی مقامات آمریکایی اصرار دارند که فارغ از نتیجه انتخابات اسرائیل، واشنگتن پیگیری و اجرای طرح مهار پساجنگ ایران را با تمام توان ادامه خواهد داد.

منابع مطلع تأکید می‌کنند هدف نهایی این طرح، هم‌راستاسازی مواضع کشورهای منطقه با منافع کاخ سفید است؛ اما مسئله اساسی اینجاست که هنوز هیچ چشم‌انداز روشنی وجود ندارد که آیا تمام متحدان خاورمیانه‌ای آمریکا حاضرند در این سناریو بازی کنند یا خیر.

آمریکا برای دوران پس از جنگ با تهران چه خوابی دیده است؟

⭕سه بن‌بست واقع‌گرایانه در برابر راهبرد آمریکا

پروفسور لیو ژونگ‌مین معتقد است طرح آمریکا، با سه بن‌بست و مانع بنیادین روبه‌رو است:

نخست، چرخش پارادایم امنیتی در منطقه؛ کشورهای خاورمیانه به تدریج دریافته‌اند که حل بحران‌های امنیتی منطقه از مسیر تقابل، درگیری و منزوی‌سازی ایران غیرممکن است. هم تنش‌زدایی و آشتی پیشین میان ریاض و تهران و هم تحول اخیر یعنی دعوت از ایران برای پیوستن به معاهده دفاع مشترک مکه، نشان می‌دهد پایتخت‌های منطقه در پی یافتن راهکارهای امنیتی بومی و نوین هستند. حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه نه‌تنها امنیتی برای متحدانش به ارمغان نیاورده، بلکه برعکس، پایگاه‌ها و خاک این متحدان را به سیبل حملات تلافی‌جویانه ایران بدل کرده است.

دوم، گره کور در پرونده‌های غزه، لبنان و سوریه؛ این کانون‌های بحران بیش از هر زمان دیگری پیچیده شده‌اند. ریشه این پیچیدگی صرفاً در تضاد ساختاری میان آمریکا و اسرائیل از یک سو، و ایران و محور مقاومت از سوی دیگر خلاصه نمی‌شود؛ بلکه اصطکاک و واگرایی میان خود واشنگتن و تل‌آویو، و همچنین تنش‌های عمیق میان اسرائیل با لبنان، سوریه و ترکیه را در بر می‌گیرد. چنین کلاف سردرگمی هرگز با محاسبات یک‌جانبه و خوش‌خیالانه واشنگتن بازشدنی نیست.

سوم، موانع فلج‌کننده در مسیر توسعه پیمان ابراهیم؛ سیاست‌های تجاوزکارانه، توسعه‌طلبانه و خشونت‌بار تل‌آویو، اسرائیل را در هر دو سطح منطقه‌ای و بین‌المللی در انزوای شدیدی فرو برده است. به بن‌بست کشاندن پرونده تشکیل دولت مستقل فلسطینی، هرگونه فضای مانور یا امکان امتیازدادن را از بازیگرانی چون عربستان سعودی سلب کرده است. ریاض بارها و به صراحت خط‌نشان کشیده که پذیرش و تشکیل کشور مستقل فلسطین، پیش‌شرط قطعی و غیرقابل‌مذاکره برای هرگونه عادی‌سازی روابط با اسرائیل است.

آمریکا برای دوران پس از جنگ با تهران چه خوابی دیده است؟

⭕پذیرش ناخواسته بقای نظام ایران

لیو ژونگ‌مین در ادامه تأکید کرد که سیاست مهار ایران از سال ۱۹۷۹ میلادی خط ثابت استراتژی واشنگتن بوده و در دوران ترامپ با شدت حداکثری دنبال شد؛ با این حال، کاخ سفید در تمام این سال‌ها هرگز نتوانست ایران را وادار به تسلیم کند یا پروژه فروپاشی از درون را به سرانجام برساند. حتی تشدید هم‌زمان فشار نظامی و خفگی اقتصادی اخیر نیز در تغییر محاسبات تهران ناکام مانده است:

«چگونگی خروج از تله جنگ و صلح با ایران—به‌ویژه برون‌رفت از بحران راهبردی تنگه هرمز—بزرگ‌ترین معضل پیش روی واشنگتن است. اگر از زاویه‌ای دیگر به ماجرا بنگریم، صرف طرح‌ریزی سناریویی تحت عنوان مهار پساجنگ ایران، اعترافی ضمنی به تداوم بقای نظام جمهوری اسلامی است؛ این امر نشان می‌دهد واشنگتن سرانجام این واقعیت غیرقابل‌انکار را پذیرفته که تغییر رژیم در ایران توهمی دست‌نیافتنی است.»

بنابراین، سرنوشت و شانس تحقق سناریوی مهار ایران، تنها به صندوق‌های رأی در انتخابات اسرائیل یا انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا وابسته نیست؛ بلکه مهم‌تر از آن، در گرو خیزش اراده کشورهای خاورمیانه برای دستیابی به خودمختاری راهبردی است—متغیری تعیین‌کننده که کنترل آن کاملاً از دستان واشنگتن خارج شده است.

پایان/

منبع: https://mideast.shisu.edu.cn/38/49/c3991a211017/page.htm

۲۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۰۰
کد مطلب: 35849

برچسب‌ها

اخبار مرتبط

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 0 + 0 =

    نظرات

    • نظرات منتشر شده: 1
    • نظرات در صف انتشار: 0
    • نظرات غیرقابل انتشار: 0
    • طرفداران سعیدجلیلی IR ۱۱:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۶/۲۷
      0 0
      یوسف پزشکیان پسر رئیس جمهور: ملت جانفدا هزینه‌های زندگی اش را نصف کند تا دولت جلوی دشمن زبانش دراز شود!😑😐😐😐 پسر کو دار نشان از پدر تو بیگانه نخوانش بخوانش پسر😂(شعر از خودم همین الان دروکردم😁) یکی اینو بگیره🤷‍♂️🦖 اینم عین باباش درچرت و پرت گویی تبحر داره اول اینکه تو بابات رییس جمهوره خودت که کاره ای نیستی شاسمخ اورد میدی برا ما😁 دوم اینکه جانفداها با حداقلی سر میکنن اینو به امثال عارف و پسر عارف بگو خودشونو ژن برتر میدونن تو ناز و نعمت هستن چندبرابر مردم میخورن و میچاپن به مرفعین بیدرد بگو تو این کشور پولدار شدن ولی جای تشکر لگد میزنن وطن فروشی میکنن